يادداشت سياوش شاملو به مناسبت آغاز به کار دفتر نظارت بر آثارروزي كه روي سخنت با من ـ با سياوش كوچكت ـ از ترانهيي كوچكتر از دستهاي من در آن روزگاران بود، نه به خاطر حماسه كه مثل عموهايم براي هر چيز كوچك و هر چيز پاك ميسرودي... | |
|
روزي كه روي سخنت با من ـ با سياوش كوچكت ـ از ترانهيي كوچكتر از دستهاي من در آن روزگاران بود، نه به خاطر حماسه كه مثل عموهايم براي هر چيز كوچك و هر چيز پاك ميسرودي، كه دنياي حماسهها را دنياي غمانگيزي ميدانستي. ميگفتي: «دنيايي كه انسان ناگزير باشد براي اثبات ناچيزترين حقوق خويش، برابر مرگ سرود بخواند، دنياي بسيار زشتيست، دنياي وارونهييست با مفاهيم وارونه.» و يقين كوچك مرا خاطرنشانم ميشدي كه انسان، دنيايي است. اما خود نيز به ناگزير چنان به زندگي نشستي كه هرگز چنين فجيع كسي به كشتن خويش برنخاست. اين است كه هنوز هم دستهاي من در دستهاي بزرگ تو كوچك است و گرچه ديگرم هلهله و خفتن و لبخندي نيست اما تو هر لحظه كنار مني و سنگفرشي كه ما را به هم مير ساند، يك سرود، يك قصه در سردترين شبها، تاريكترين شبهاست؛ قصهيي كه در آن با هم از دنياي قهرمانيها گريستيم، دنيايي كه به قول تو «در آن زندهي ابدي بهشمار آيي تنها بدين جهت كه از حيات خود دست شستهاي، و مظهر آزادگي شمرده شوي، تنها بدين سبب كه زندان ابد را به آزادگي در بردگي ترجيح دادهاي.» و اين همه تنها بهخاطر كوچكترين چيزها، به خاطر عروسك هاي من... سياوش شاملو ـ پاييز 84 | |
| |
|
| بالاي صفحه | چاپ | تماس |
|
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق
به دفتر نظارت بر حفظ و نشر آثار احمد شاملو می باشد. |
